گِلی خوش بوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گِلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گُل نشستم
کمال هم نشین در من اثر کرد
و گر نه من همان خاکم که هستم
--------------------------------------------
------------------------------
اَللهّمَ لَکَ سَجَدتُ وَ بِکَ امَنتُ فَارحَم ذُلیّ وَ فاقَتی وَ اجتِهادی وَ اجتِهادی وَ تَضَرُّعی وَ مَسکَنَتی وَ فَقری اِلَیکَ یا رَبِّ
" خدایا برای تو سجده می کنم و بتو ایمان دارم پس رحم کن خواری مرا و نداری مرا و کوشش مرا و زاری مرا و بیچارگی من و بی چیزی من را بدرگاهت ای پروردگار ( دعای ام داود ) "